کد خبر : 35105
تاریخ انتشار : شنبه 7 شهریور 1405 - 10:05

از صف شعبه تا چند لمس روی تلفن همراه

روایت یک مشتری از تغییر تجربه بانکداری در بانک ملی

روایت یک مشتری از تغییر تجربه بانکداری در بانک ملی

یکی از مشتریان بانک ملی ایران می گوید: امروز، اما رابطه من با بانک ملی شکل دیگری پیدا کرده است. شاید در طول ماه چندین عملیات بانکی انجام دهم، بدون آنکه حتی یک‌بار وارد شعبه شوم.بانک حالا همیشه همراهم است.

اقتصاد پرس؛ سال‌ها قبل، وقتی کاری با بانک داشتم، تقریباً از قبل می‌دانستم بخشی از روزم را باید برای آن کنار بگذارم. باید ساعت کاری شعبه را در نظر می‌گرفتم، خودم را به بانک می‌رساندم، نوبت می‌گرفتم و منتظر می‌ماندم تا شماره‌ام روی نمایشگر ظاهر شود. گاهی کاری که انجامش چند دقیقه بیشتر زمان نمی‌برد، به دلیل رفت‌وآمد و انتظار، یک یا دو ساعت از روزم را می‌گرفت.

انتقال پول، گرفتن گردش حساب، پیگیری یک خدمت، پرداخت بعضی هزینه‌ها یا حتی اطلاع از وضعیت حساب، هرکدام ممکن بود به مراجعه حضوری نیاز داشته باشد. اگر هم بعد از ساعت کاری بانک متوجه می‌شدم کاری دارم، باید تا روز بعد منتظر می‌ماندم.

برای منِ مشتری، بانک در آن سال‌ها تقریباً همان «شعبه» بود. اگر شعبه باز بود، به بانک دسترسی داشتم و اگر تعطیل بود، بخش بزرگی از خدمات هم تا روز بعد از دسترس خارج می‌شد.

امروز، اما رابطه من با بانک ملی شکل دیگری پیدا کرده است. شاید در طول ماه چندین عملیات بانکی انجام دهم، بدون آنکه حتی یک‌بار وارد شعبه شوم.

بانک حالا همیشه همراهم است

بیشترین تغییر را با تلفن همراه احساس می‌کنم. امروز «بام» یکی از اصلی‌ترین مسیر‌های دسترسی من به خدمات بانک ملی است. به جای اینکه برای هر کار بانکی به شعبه مراجعه کنم، بخش زیادی از امور حسابم را از طریق تلفن همراه یا نسخه وب بام انجام می‌دهم.

حساب‌هایم را بررسی می‌کنم، عملیات بانکی مورد نیازم را انجام می‌دهم و برای برخی خدماتی که زمانی تصور می‌کردم حتماً باید حضوری انجام شوند، حالا مسیر غیرحضوری وجود دارد. حتی افتتاح حساب نیز دیگر الزاماً با همان تصویر قدیمی مراجعه به شعبه و تکمیل فرم‌های متعدد گره نخورده است.

«همراه بانک ملی» هم برای بسیاری از کار‌های سریع روزانه در دسترس است. تفاوت برای من فقط در این نیست که یک نرم‌افزار جای باجه بانک را گرفته؛ مهم‌تر از آن، زمانی است که دیگر از دست نمی‌دهم.

قبلاً برنامه روزم را با ساعت بانک تنظیم می‌کردم؛ حالا بانک تا حد زیادی خودش را با برنامه روزانه من هماهنگ کرده است.

ساعت ۱۰ شب باشد یا صبح یک روز تعطیل، برای بسیاری از خدمات دیگر لازم نیست منتظر باز شدن شعبه بمانم.

روزی که خودپرداز یک تحول بود

البته این تغییر یک‌شبه اتفاق نیفتاد. یادم هست زمانی خودپرداز‌ها خودشان یک تحول بزرگ محسوب می‌شدند. اینکه بتوانی بدون ورود به شعبه پول نقد دریافت کنی یا برخی عملیات را انجام دهی، در مقایسه با بانکداری کاملاً حضوری اتفاق مهمی بود.

بعدتر کیوسک‌ها و دستگاه‌های خودگردان آمدند. خودگردان‌ها امکان دریافت و پرداخت وجه را فراهم کردند و بخشی از محدودیت مراجعه به باجه را کاهش دادند. VTM یا خودبانک نیز یک گام دیگر در همین مسیر بود؛ اینکه بخشی از خدمات بانکی را بیرون از شکل سنتی شعبه دریافت کنی.

برای مشتری، همه این ابزار‌ها یک پیام مشترک داشتند: برای هر کاری لازم نیست پشت باجه بانک بایستی.

امروز شاید این موضوع عادی به نظر برسد، اما برای نسلی که بانکداری را با صف و دفترچه حساب تجربه کرده، تفاوت بسیار محسوس است.

شعبه‌ای که داخل گوشی قرار گرفت

یکی از جذاب‌ترین تغییر‌ها برای من مفهوم «نشان بانک» است. قبلاً وقتی صحبت از شعبه می‌شد، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسید ساختمان بانک، باجه‌ها و کارکنانی بودند که پشت سیستم نشسته‌اند. حالا بخشی از همان مفهوم شعبه می‌تواند در یک اپلیکیشن قرار داشته باشد.

نشان بانک به عنوان شعبه دیجیتال غیرحضوری، در بستر‌هایی مانند «ایوا» امکان دریافت خدماتی مانند احراز هویت دیجیتال و برخی خدمات تسهیلاتی را فراهم کرده است.

این دقیقاً همان جایی است که متوجه می‌شوم بانکداری چقدر نسبت به گذشته تغییر کرده است.

زمانی برای احراز هویت، ارائه مدارک یا پیگیری برخی درخواست‌ها، حضور فیزیکی تقریباً اجتناب‌ناپذیر بود. امروز بخشی از این فرآیند‌ها می‌تواند از همان تلفن همراهی انجام شود که همیشه در جیبم است.

برای منِ مشتری این تحول معنای ساده‌ای دارد: رفت‌وآمد کمتر، انتظار کمتر و اختیار بیشتر.

وقتی انتقال پول وسط یک گفت‌و‌گو انجام می‌شود

«بله» تجربه متفاوت دیگری ایجاد کرده است. تصور کنید با کسی در حال گفت‌و‌گو هستید و همان‌جا نیاز دارید یک کار مالی انجام دهید. در گذشته باید از محیط گفت‌و‌گو خارج می‌شدید، سراغ کارت بانکی یا ابزار دیگری می‌رفتید و عملیات را جداگانه انجام می‌دادید.

اما در بله، ارتباط و برخی خدمات مالی به هم نزدیک شده‌اند. امکان انتقال وجه و استفاده از کیف پول دیجیتال «جی‌بام» باعث شده بانکداری وارد همان فضایی شود که بخشی از ارتباطات روزمره در آن انجام می‌شود.

برای مشتری امروز، این موضوع اهمیت زیادی دارد. من دیگر دوست ندارم برای هر نیاز کوچک مالی چند مسیر جداگانه طی کنم. هرقدر مراحل کمتر باشد و خدمت سریع‌تر در دسترس قرار گیرد، تجربه بهتری دارم.

بانکداری اجتماعی شاید اصطلاح تازه‌ای به نظر برسد، اما برای مشتری معنایش بسیار ساده است: بانک به جای اینکه منتظر بماند من به سراغش بروم، به بخشی از محیط روزمره من وارد شده است.

کار‌هایی که قبلاً هرکدام یک مراجعه بودند

«ایوا» نیز بخشی از همین تغییر را نشان می‌دهد. پرداخت عوارض خروج از کشور، خلافی خودرو و دسترسی به خدمات نشان بانک، نمونه‌هایی از خدماتی هستند که حالا می‌توانند از طریق یک اپلیکیشن در اختیار مشتری قرار بگیرند.

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، تفاوت اصلی همین‌جاست. قبلاً برای نیاز‌های مختلف باید مسیر‌های مختلفی را طی می‌کردم؛ یک کار در بانک، یک پرداخت از مسیری دیگر و یک استعلام از کانالی جداگانه.

امروز انتظار من این است که تعداد بیشتری از این خدمات در چند محیط محدود و یکپارچه در دسترس باشند.

مشتری امروز حوصله پیچیدگی ندارد. من نمی‌خواهم بدانم در ساختار داخلی بانک، کدام اداره مسئول کدام خدمت است یا یک درخواست از چند واحد عبور می‌کند. از نگاه من فقط یک چیز اهمیت دارد: آیا می‌توانم کارم را سریع، ساده و امن انجام دهم یا نه؟

از تلفن‌بانک تا پیامک

حتی پیش از فراگیر شدن گوشی‌های هوشمند هم تلاش برای کم کردن فاصله مشتری و شعبه آغاز شده بود. تلفن‌بانک بانک ملی با شماره ۰۲۱-۲۷۸۴ یکی از همین ابزارهاست. سامانه «ساپتا» نیز با ارسال پیامک‌های بانکی، بخشی از اطلاعات حساب و تراکنش‌ها را بدون مراجعه حضوری در اختیار مشتری قرار می‌دهد.

شاید امروز که تلفن همراه پر از اپلیکیشن‌های بانکی است، پیامک بانکی ابزار ساده‌ای به نظر برسد، اما همین خدمات در زمان خود قدم مهمی بودند.

مشتری برای اینکه بفهمد چه اتفاقی در حسابش افتاده، دیگر مجبور نبود همیشه دفترچه یا رسیدهایش را بررسی کند. اطلاعات به سمت او می‌آمد.

این مسیر به‌تدریج از پیامک و تلفن‌بانک به خودپرداز، همراه‌بانک، بام، کیف پول، اپلیکیشن پرداخت و شعبه دیجیتال رسیده است.

توقع من هم تغییر کرده است.

اما یک نکته وجود دارد: هرچقدر بانکداری آسان‌تر شده، توقع من به عنوان مشتری نیز بیشتر شده است.

سال‌ها قبل ممکن بود نیم ساعت انتظار در شعبه را عادی بدانم. امروز اگر یک سامانه برای چند دقیقه کند باشد، سریع متوجه آن می‌شوم.

قبلاً طبیعی بود که بسیاری از خدمات فقط در ساعات اداری ارائه شوند. امروز انتظار دارم تقریباً هر زمان که نیاز داشتم به خدمات بانکی دسترسی داشته باشم.

قبلاً داشتن شعبه نزدیک خانه یا محل کار برای انتخاب بانک اهمیت زیادی داشت. امروز کیفیت اپلیکیشن، امنیت، سرعت انجام تراکنش و تعداد خدمات غیرحضوری هم به همان اندازه مهم شده است.

به بیان دیگر، فناوری فقط بانک را تغییر نداده؛ مشتری را هم تغییر داده است.

ما کم‌حوصله‌تر نشده‌ایم؛ استاندارد تجربه‌ای که از خدمات دیجیتال انتظار داریم بالا رفته است. وقتی می‌توان خرید، حمل‌ونقل، ارتباطات و بسیاری از خدمات روزمره را با چند لمس روی صفحه موبایل مدیریت کرد، طبیعی است که از بانک نیز انتظار تجربه‌ای مشابه داشته باشیم.

هنوز گاهی به شعبه نیاز دارم

با همه اینها، هنوز نمی‌توانم بگویم شعبه برای من کاملاً بی‌اهمیت شده است.

برای برخی خدمات تخصصی، مشاوره، تسهیلات یا زمانی که مسئله‌ای پیچیده پیش می‌آید، ارتباط با یک کارشناس بانکی همچنان ارزشمند است.

اما تفاوت در این است که دیگر نمی‌خواهم برای کار‌های ساده به شعبه مراجعه کنم.

اگر انتقال وجه، مدیریت حساب، پرداخت‌ها، احراز هویت یا بخشی از درخواست‌های بانکی را بتوانم از بام، همراه بانک، نشان بانک، ایوا یا دیگر ابزار‌ها انجام دهم، ترجیح می‌دهم زمان شعبه برای مسائلی صرف شود که واقعاً به حضور و گفت‌و‌گو نیاز دارند.

شعبه برای من از محل انجام «همه کارها» به محل انجام «کار‌های خاص‌تر» تبدیل شده است.

قبلاً من به بانک می‌رفتم؛ حالا بانک با من می‌آید

اگر بخواهم تفاوت تجربه امروز و گذشته‌ام را در یک جمله بیان کنم، می‌گویم: قبلاً من باید به بانک می‌رفتم؛ امروز بانک تا حد زیادی همراه من حرکت می‌کند.

بام روی تلفن همراه و کامپیوترم در دسترس است، همراه بانک برای عملیات روزانه وجود دارد، نشان بانک بخشی از خدمات شعبه را غیرحضوری کرده، بله خدمات مالی را به فضای گفت‌و‌گو آورده و ایوا برخی پرداخت‌ها و خدمات روزمره را یکجا جمع کرده است.

در کنار آنها نیز خودپرداز، خودگردان، کیوسک، VTM، تلفن‌بانک و ساپتا هرکدام بخشی از نیاز‌هایی را پوشش می‌دهند که زمانی تقریباً همگی به یک مقصد ختم می‌شدند: شعبه.

برای مشتری امروز، بهترین بانک لزوماً بانکی نیست که مجبور باشیم زیاد به ساختمانش مراجعه کنیم؛ شاید برعکس، بانکی است که آن‌قدر خدماتش ساده و در دسترس باشد که فقط زمانی به شعبه برویم که واقعاً به حضور یک انسان در آن سوی میز نیاز داشته باشیم.

فاصله بانک ملی با مشتری، زمانی فاصله خانه تا نزدیک‌ترین شعبه بود. امروز در بسیاری از خدمات، این فاصله به اندازه فاصله دست تا صفحه تلفن همراه کاهش یافته است.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.