تاثیر فتنه 88 بر برنامه هسته ای ایران ۱ تیر, ۱۳۹۵

بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که آمریکا با سوءاستفاده از فتنه داخلی، ایران را یک کشور ضعیف می‌پندارد و به دنبال ایجاد فضاهایی است که ایران را محترمانه مجبور به «باج‌دهی» در برنامه هسته ای صلح آمیز خود بکند.

برنامه هسته ای ایران

اقتصادپرس: فتنه ۸۸ در میان آسیبهای اجتماعی و اقتصادی فراوانی که بر جای گذاشت یک صدمه جبران ناپذیر برای ایران به بار آورد که مرتفع کردن آن تا به امروز به طول انجامید.

فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران که یکی از پرچالش‌ترین موضوعات دو دهه اخیر در روابط بین ایران و غرب محسوب می‌شود، روند پرافت و خیزی را طی کرده که پیچیده تر شدن ابعاد آن پس از اغتشاشات انتخابات ۸۸ بیشتر شد.

غرب با محوریت آمریکا هر اقدامی که می‌توانست انجام داد تا جلوی روند پیشرفت فعالیت‌های هسته‌ای ایران را بگیرد و به بهانه “لزوم راستی آزمایی، اعتماد سازی و شفاف سازی” از همه نفوذشان در شورای حکام بین‌المللی آژانس انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل بهره جستند و در هر مرحله، بر دامنه و ابعاد فشارها و الزامات افزودند.

با وجود همه اقداماتی که در دوره اصلاحات برای کم کردن فعالیت‌های هسته‌ای صورت گرفت و برخی از سایت‌های هسته‌ای غیر فعال شدند اما چیزی جز تعلیق کامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران، غرب را راضی نمی‌کرد آنها نه تنها داشتن سانتریفیوژ را تحمل نمی‌کردند بلکه تعطیلی کلیه مراحل چرخه سوخت هسته ای حتی بستن معادن استخراج سنگ اورانیوم را طلب نمودند.

از سال ۸۴ و روی کار آمدن دولت نهم، گام‌های اصولی و محکم برای احیای فعالیت‌های هسته‌ای برداشته شد و سایت‌های هسته‌ای یکی پس از دیگری فعال شدند و نتیجه این روند، دست یابی ایران به موفقیت غنی سازی ۵/۳% بود.

غلامرضا آقازاده رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد: «ایران در ۲۰ فروردین ۸۵ با غنی سازی ۵/۳ درصدی اورانیوم در مقیاس تحقیقاتی مسیر را برای تکمیل یک مجموعه سه هزارتایی از دستگاه‌های سانتریفیوژ تا پایان امسال هموار کرد».

غرب در برابر عزم راسخ ایران چاره‌ای جز تغییر رویه نداشت و “بسته پیشنهادی” همان هویجی بود که در کنار چماق فشار بکار گرفته شد.

۲۲ خرداد ۸۸ در حالی فرا رسید که ایران دستاوردهای هسته‌ای خود را در چند حوزه تقویت کرده بود و تعداد سانتریفیوژهای فعال ایران به رقم ۷ هزار عدد رسید؛ افزایش تعداد سانتریفیوژ از دیگر سو با تولید ۲ نوع پیشرفته سانتریفیوژ همراه شد و این سانتریفیوژها نسبت به ماشین‌های قبل سرعت غنی‌سازی بالاتری- تا ۴ برابر- داشتند، از آن سو، ایالات متحده مذاکرات هسته‌ای را از ژوئن ۲۰۰۸ تعلیق کرد تا در انتظار نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ایران باشد.

روند عقب‌نشینی‌های آمریکا در آستانه انتخابات با سرعت بیشتری دنبال شد به گونه‌ای که ۲۰ خرداد ۸۸ در حالی که تنها ۲ روز به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران مانده بود، باراک اوباما به رهبر معظم انقلاب نامه نوشت که سعید جلیلی، دبیر شورایعالی امنیت ملی کشورمان اسفند‌ماه ۸۹ در اجلاسیه جامعه مدرسین درباره این نامه گفت: تنها ۲ روز مانده به انتخابات، اوباما نامه‌ای به رهبر انقلاب می‌نویسد و به صراحت اعتراف می‌کند که بدون جمهوری اسلامی مسائل منطقه و بین‌الملل حل نخواهد شد. اتفاقات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ گرچه ارتباطی به فعالیت‌های هسته‌ای نداشت ولیکن کشورهای غربی آشوب‌های داخلی را بهانه افزایش فشار در برنامه هسته‌ای کشورمان کردند و حمایت ایالات متحده و تروئیکای اروپایی از عوامل فتنه که اوج آن با «الهام‌بخش دانستن موسوی» توسط اوباما علنی شد، نشان داد آمریکا و متحدانش در ۱+۵ فتنه را رهیافتی برای بازگشت به شرایط گذشته یافته‌اند.

سعید جلیلی، دبیر شورایعالی امنیت ملی ایران ۳ ماه پس از وقوع فتنه یعنی در ۱۸ شهریور ۸۸ بسته پیشنهادی دوم ایران را به نمایندگان ۱+۵ در تهران تحویل داد و سرانجام پس از ۱۷ ماه تعلیق مذاکرات، در مهرماه ۸۸، مذاکرات در ژنو برگزار شد که در این نشست قرار بر مذاکره پیرامون بسته پیشنهادی بود اما طرف غربی بجای بسته پیشنهادی، از ایران خواست تا موضوع مبادله سوخت ۵/۳ درصد-یعنی ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۵/۳ درصد را در مقابل ۱۲۰ کیلوگرم صفحات سوخت ۲۰ درصد برای مصارف رآکتور تهران را مورد بررسی قرار دهد.

۱۸ روز بعد در نشست وین یک پیش‌نویس تهیه و تحویل ایران شد و ایران در پاسخ پیش نویس، طی نامه‌ای اعلام کرد درباره مبادله شرایطی باید لحاظ شود: «اولا هرگونه مبادله باید همزمان انجام شود، ثانیا باید این مبادلات در خاک ایران انجام شده و ثالثا هرگونه مبادله باید تدریجی انجام شود یعنی مبادلات در طول یک محدوده زمانی ۱۵ ماهه انجام پذیرد.»

پس از این نامه ناگهان موضع طرف مقابل تغییر کرد! و آنان با هرگونه تبادل همزمان مخالفت کردند. بسیاری از تحلیلگران دلیل این رفتار را اینگونه دانستند که آمریکا با سوءاستفاده از فتنه داخلی، ایران را یک کشور ضعیف می‌پندارد و به دنبال ایجاد فضاهایی است که ایران را محترمانه مجبور به «باج‌دهی» کند.

۱۶روز پس از اهانت بی‌سابقه فتنه‌گران به عزاداری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع)، ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده -سابق- نیروهای آمریکایی در منطقه از احتمال حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران خبر داد،؛ وی به CNN گفت: «حتما می‌توان تاسیسات هسته‌ای ایران را مورد هدف قرار داد. تاسیسات ایران در مقابل حملات بمب‌ها آسیب‌پذیر هستند».

قطعنامه ۱۹۲۹ با فشارهای فراوان آمریکا و اعطای امتیازهای فراوان به چین و روسیه در سالگرد فتنه ۸۸ به تصویب رسید تا پیامی آشکار برای عوامل آشوب داخلی ایران داشته باشد.

کیم‌آر هولمز، تحلیلگر ارشد نشریه واشنگتن‌تایمز حدود ۲ ماه پیش از قطعنامه ۱۹۲۹ در سرمقاله این نشریه نوشت: «تحریم به تنهایی کافی نیست. ما باید دیپلماسی عمومی را به نقض حقوق‌بشر در ایران متمرکز کنیم. جمهوری اسلامی به دلیل وجود اپوزیسیون داخلی دچار نقاط ضعف شده و باید بر این نقطه فشار وارد کرد.»

روزنامه آلمانی «ولت» نیز چند هفته قبل از تحریم ۱۹۲۹ نوشت: «توان گروه‌های اپوزیسیون ایران برای تغییر رفتار مقامات این کشور کافی نیست به همین علت است که غرب باید همزمان تهدیدهای چندباره خود در اعمال تحریم‌های سخت علیه ایران را در پیش بگیرد».

آدام ارلی، سفیر آمریکا در بحرین قبل از مذاکرات اکتبر ۲۰۰۹ در ژنو افزود: «اگر مذاکرات ژنو موفقیت‌‌آمیز نباشد و در آن پیشرفتی حاصل نشود، آمریکا قصد دارد همزمان با تشدید تحریم‌ها، اعمال فشار سیاسی علیه تهران را با حمایت «رسمی»، «علنی» و «گسترده» از موسوی و خاتمی وسعت بخشد چرا که هیچ فشاری به دولت ایران بدون تقویت جریان‌های طرفدار غرب در ایران کارساز نیست».

وی در بخش پایانی سخنانش می‌گوید: «همین حالا هم این موضوع پنهانی نیست که ما از موسوی و خاتمی حمایت می‌کنیم اما علنی شدن این حمایت همزمان با اعمال تحریم‌ها می‌تواند این فایده را داشته باشد که مردم ایران به این نتیجه برسند که تنها راه رهایی از تحریم‌ها گرایش به این افراد است. قطعنامه ۱۹۲۹ در واقع اقدام علنی آمریکا در حمایت از فتنه ۸۸ بود».

همه صاحبنظران بر این باورند آنچه که غرب را در برنامه هسته ای ایران به عقب رانده و عامل توافق بر سر برنامه هسته ای ایران شد حفظ اتحاد داخلی و مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب بود چرا که چند دستگی و اتفاقاتی از جنس حوادث ۸۸ جز تشدید فشار بر معیشت و زندگی روزمره مردم، حاصلی دیگر به ‌همراه ندارد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *