تناقضات عجیبِ اشتغالی رئیس جمهور با بانک مرکزی و مرکز آمار! ۶ شهریور, ۱۳۹۵

اقتصادپرس: در میانه تمامی مشکلات اقتصادی این روزها، غول بیکاری شاید ترسناک ترین چهره ممکن از این معضلات باشد. در مقام مقایسه نیز، بیکاری از تورم هولناک تر می نماید. چه اینکه در صورت وجود تورم در بازار، شاید بتوان با صرفه جویی بیشتر، گلیم خود را به نوعی از آب کشید، ولیکن در صورت بیکار بودن سرپرست خانواده، وقوع فاجعه قطعی خواهد بود. به بیانی دیگر، شاید بتوان کمتر خورد ولی نمی شود برای همیشه روزه گرفت! طی سالهای اخیر، اقتصاد ایران همواره نظاره گر هویتی به نام «برجام» بوده است و سعی داشته نبض حرکت خود را با ضرب آهنگ آن تنظیم نماید. سخن درباره تاثیرات متقابل برجام و اقتصاد، مجالی دیگر خواهد طلبید، ولیکن بحث در پیرامون مسئله اشتغال را می توان با توجه به نزدیک شدن به ماه های پایانی دولت یازدهم، در قالب مطالبه ای عمومی و شفاف تر از مباحث تخصصی پیرامون برجام، مطرح کرده و به کنکاش پیرامون آن پرداخت.

پر بیراه نیست اگر دولت یازدهم را اقتصادپایه ترین دولت تاریخ انقلاب اسلامی بنامیم. چه اینکه نقطه ثقل شعارهای رای آور حسن روحانی بر مباحث اقتصادی قرار گرفته بود. به جز روحانی، دیگران هیچ گاه تا بدین حد وعده بهبود شرایط اقتصادی را به رای دهندگان خود نداده بودند. روحانی با قطعیت تمام پیش روی بینندگان میلیونی تلویزیون می گفت: «برای رفع این مشکلات؛ راه حل های کوتاه مدت یک ماه و ۱۰۰ روزه برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی پیش بینی شده است که ما می توانیم در یک فرصت کوتاه شاهد تحول اقتصادی باشیم.» جدای از این مقدمه کلی، لازم است به بحث اصلی خود پیرامون اشتغال بازگردیم. چه اینکه یکی از مهم ترین وعده های انتخاباتی حسن روحانی نیز در همین حوزه قرار گرفته است. به عنوان مثال، وی در تاریخ نهم خرداد ماه ۹۲ در شبکه یک جام جم می گوید:« ما برای اشتغال ، برنامه‌ جدی خواهیم داشت و جدی‌ترین برنامه‌ اقتصادی‌ام در ماه‌های اول حل معضل اشتغال است؛ بخصوص برای تحصیلکردگان دانشگاه‌ها.»

روحانی دهم خرداد ماه سال ۹۲ طی گفتگو با ایرانیان خارج از کشور می گوید: «ما برای اشتغال یک برنامه جدی خواهیم داشت و من جدی ترین برنامه اقتصادی ام در ماههای اول حل معضل اشتغال است و مخصوصا برای آنهایی که تحصیل کرده دانشگاهها هستند و وقتی این مشکل حل شد خود به خود ما می توانیم دانشجویان تحصیلکرده خارج از کشور را هم به داخل کشور جذب کنیم و استفاده بکنیم.» وی سپس ۱۹ خرداد ماه ۹۲ در جمع مردم ساری گفته است:« کشور بزرگ ایران نباید این همه بی‌کار داشته باشد.: در طول هشت سال گذشته فقط ۵۰۰ هزار شغل در کشور ایجاد شده که در شأن ملت ایران نیست. بیکاری را در مرحله نخست کاهش و در محله‌ی بعد در اندازه عادی بین‌المللی قرار می دهیم، نخستین قدم، مهار بیکاری است و در مرحله دوم هم در این کشور به جای نفاق و فاصله، باید فعالیت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور بازگردد.»

حال سوال این است که دولت یازدهم در مسیر تحقق وعده های پرتکرار خود در حوزه اشتغال تا چه حد موفق بوده است؟ آیا اشتغالزایی در برنامه اقتصادی دولت، بخشی از تحول اقتصادی کوتاه مدت وعده داده شده بوده است یا تیم اقتصادی حسن روحانی برای اجرایی کردن آن، برنامه های درازمدت تر از ۱۰۰ روز تدارک دیده بوده است؟ و نهایتاً اینکه دلیل موفقیت یا شکست دولت در مسیر اجرای برنامه های اشتغالزایی چه بوده و مسیر آینده کشور بهتر است برای حل مشکل اشتغال از چه الگویی پیروی نماید؟ طبیعتاً برای پاسخگویی به تمامی این سوالات، اولین قدم، مراجعه به آمارهای مستند در این حوزه خواهد بود. اسفند ماه سال ۹۴، بانک مرکزی طی گزارشی در همین زمینه اعلام کرد در دولت یازدهم به جای ایجاد شغل، شغل‌های موجود کاهش یافته است.

بر اساس گزارش بانک مرکزی در تاریخ مذکور، موجودی اشتغال بخش کشاورزی تا پایان سال ۱۳۹۳ بیش از ۱۰۱ هزار نفر کاهش یافته و به ۳٫۸ میلیون نفر رسیده است. در بخش صنعت نیز تعداد شاغلان تا پایان سال ۱۳۹۳ بالغ بر ۱۲۲ هزار نفر کاهش داشته و به ۷٫۲ میلیون نفر رسیده است. در این مدت مجموع شاغلان بخش خدمات هم ۱۸۷ هزار نفر کمتر شده و به ۱۰٫۳ میلیون نفر رسیده است. به این ترتیب، بر اساس داده های آماری بانک مرکزی، خالص ایجاد شغل از ابتدای دولت تدبیر و امید تا  اسفند ماه ۹۴، منفی ۱۴۴.۵۱۱ نفر بوده است. یعنی اینکه با احتساب ۲۷ ماه (دو سال و ۳ ماه) از عملکرد  دولت، هر ماه ۵.۳۵۲ ایرانی شغل شان را از دست داده اند. بانک مرکزی در گزارش مذکور، علت کاهش اشتغال را عدم اجرای برنامه‌های اشتغالزایی عنوان کرده بود. در این گزارش آمده بود: به عنوان مثال برای طرح خوداشتغالی و مشاغل خانگی، فقط ۳٫۲ درصد از سهمیه ۳ هزار میلیارد تومانی ابلاغی به بانک‌ها تحقق یافته است.

آمار مستند دیگری که در این حوزه وجود دارد، جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران است. طبق اعلام این مرکز تعداد شاغلان در پایان بهار ۹۴ چیزی در حدود ۲۱ میلیون و ۸۶۰ هزار و ۸۳۶ نفر بوده است. این در حالی است که در ابتدای دولت یازدهم، این مقدار چیزی در حدود ۲۲ میلیون و ۱۹۱ هزار و ۱۴۴ نفر بوده که نشان از بیکار شدن چیزی در حدود ۳۳۰ هزار نفر در دولت یازدهم را دارد. با یک محاسبه ساده در خصوص میزان اشتغالزایی در دولت یازدهم می توان به دست آورد، این ۳۳۰ هزار نفر بیکار شده چیزی در ۶ درصد از کل افراد شاغل جامعه را تشکیل می دهد، بنابراین با توجه به جهت منفی که ایجاد شغل در دولت تدبیر و امید داشته است، وضعیت اشتغالزایی در دولت یازدهم چیزی در حدود ۶٫۶- می باشد.

این در حالی است که حسن روحانی در پنجم تیرماه سال جاری طی اظهاراتی عجیب  از تولید سالانه ۴۵۰ هزار اشتغال خالص در دولت یازدهم خبرداده بود!  روحانی در ادامه گفته بود: «متاسفانه طی یک دوره هفت ساله ۸۵ تا پایان ۹۱ فقط چند هزار اشتغال خالص در کشور ایجاد شد و میزان اشتغال ما طی آن دوره زمانی از ۲۰میلیون و ۶۱۹ هزار به ۲۰ میلیون و ۶۲۸ هزار رسید.» روحانی پیش از آن نیز در استان آذربایجان غربی اعلام کرده بود که دولت به دنبال اشتغال سالانه برای یک میلیون نفر از جمعیت بیکار کشور است! علاوه بر این روحانی ۲۶ خرداد ماه جاری نیز در دیدار مسئولین نظام با رهبر معظم انقلاب، گفته بود: یکی از افتخارات دولت یازدهم در طول ۳ سال گذشته، ایجاد یک میلیون و ۳۴۰ هزار اشتغال خالص جدید است.

در این فضا، ناچاراً در متن جستجو برای آگاهی از میزان موفقیت یا عدم موفقیت دولت یازدهم در زمینه ایجاد اشتغال، یک سوال گیج کننده تر پیش روی ما قرار می گیرد و آن اینکه بالاخره مخاطب باید در این زمینه، آمار مراکز رسمی را بپذیرد یا سخنان جناب رئیس جمهور را؟! به نظر می رسد حل این معادله چندمجهوله نباید چندان پیچیده باشد. وضعیت اقتصادی کشور، خود گویای همه چیز است! طبق آمار موجود ۶۰ درصد از واحدهای تولیدی کشور به صورت تعطیل و نیمه تعطیل درآمده‌اند. خاصه آنکه علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اخیراً گفته است دقیقه به دقیقه بر تعداد بیکاران افزوده می شود و هر ۵ دقیقه یک نفر به متقاضیان کار اضافه می‌شود.

اگر به گفته او، هر دقیقه ۵ نفر در کشور در جستجوی شغل باشند و به تعداد بیکاران افزوده شوند، بنابراین در هر ساعت ۳۰۰ نفر، هر روز ۷۲۰۰ نفر، هر هفته ۵۰۴۰۰ نفر، هر ماه ۲۱۶ هزار نفر و خلاصه اینکه هر سال ۲ هزار و ۵۹۲ تازه وارد به بازار کار کشور خواهیم داشت. در این فضا به نظر می رسد بهترین #کمک_به_دولت برای حل احتمالی مشکل اشتغال و عملی کردنِ احتمالیِ درصدی از وعده های مکرر خود در این زمینه، این باشد که به جناب رئیس جمهور توصیه کنیم سعی کند اولاً حداقل پیش از سخن گفتن در این زمینه، نگاهی به آمار نهادهای رسمی دولت در این حوزه بیندازد! و ثانیاً با دست برداشتن از این رفتارهای پوپولیستی، در این زمینه به #اقدام_و_عمل نیز بیندیشد. همین!



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *