دستگاه های رقیب می خواهند خود را جای نظام مهندسی معرفی کنند ۲ مرداد, ۱۳۹۵

برگزاری نوزدهمین اجلاس هیات عمومی سازمان نظام مهندسی ساختمان بهانه ای قرار داده ایم تا فارغ از ماندن در فراز و نشیب نام ها ، یکبار دیگر دغدغه ها ، باید ها و نباید ها و چالش های فراروی نظام مهندسی ساختمان را از منظر رئیس اسبق این سازمان ؛ مدیری که عمری را نیز در سازمان نظام مهندسی استخوان ترکانده است تورق کنیم.

اقتصاد پرس:  با توجه به اینکه شما یکی از افراد تاثیرگذار در تشکیل نظام مهندسی ساختمان بودید و بیش از همه از فرایند تشکیل و ادامه فعالیت آن آگاه هستید می توانید بگویید امروز پس از دو دهه از شکلگیری در شرایطی قرار داریم که بگوییم عطای تشکیل نظام مهندسی به لقای آن می ارزید؟

به لحاظ کیفی خیلی پیشرفت داشته ایم . شما کافی است به ساختمان های دهه ۶۰ نگاه کنید. عمر غالب آن ها به پایان رسیده و خراب شده است. در همین تهران ساختمان های دهه ۶۰ از بین رفته است .پس از آن وضع ساختمان های دهه ۷۰ خیلی بهتر شد؛یعنی زمانی که نظام مهندسی ساختمان ، ساختمان هایی را با کیفیت های بهتر برای مردم عرضه کرد.در شرایطی که دستگاه های اجرایی چندان با آن همراهی نمی کردند ولی به تدریج چشم مردم ، سرمایه گذاران و خریداران مسکن باز شد و حال و روز ساختمان ها در این دهه تفاوت چشمگیری کرد. من به دلیل بیست سالی که در دولت حضور داشتم و شاهد روند این تغییر بودم دهه ۷۰ را بهتر از دهه ۶۰ و با اهمیت تر دیدم.در دهه ۸۰ نیروی انسانی خیلی فنی تر و تکنیکی تر وارد صحنه عملیات شد و از سویی سازمان توسعه کمی نیز پیدا کرد.سراسر کشور از روستا ، بخش و شهر گرفته تا مراکز استان ها به استقلال مدیریتی رسیدند و به تدریج توجه حاکمیت نیز به آن جلب شد .علاوه بر این وقوع چند زلزله مختلف حاکمیت را به سوی ضرورت به کارگیری نکات نظام مهندسی ترغیب کرد .ضمن آنکه به دلیل حضور افراد مختلفی که در راس وزارتخانه ها حضور داشتند ، به تدریج استقبال نسبت به اجرای مقررات ملی ساختمان بیشتر شد و سه وجه تکنیک ، نیروی انسانی و سرمایه در سازمان نظام مهندسی ساختمان شکل گرفت.در حال حاضر و در دهه ۹۰ شرایط موجود به مراتب از دهه ۸۰ خیلی بهتر می شود.نیروهای جوان تر با مقررات جدیدتر و با وضع مقررات تکنیکی تر وارد میدان می شوند و فکر می کنم پایه ای را که مهندسان دهه ۴۰ ، ۵۰ و ۶۰ گذاشتند الان به نتیجه مطلوبی می رسد . امیدوارم روزی این توانایی ایجاد شود که تمام خرید و فروش های ساختمان بر اساس اجرای مقررات نظام مهندسی ساختمان و با ساختار خیلی منظم در دفاتر ثبت اسناد شکل بگیرد و هر ساختمانی بر اساس اجرای مقررات ملی ساختمان و با توجه به سوابق آن خرید و فروش شود.

 همان طرح شناسنامه فنی و ملکی ساختمان که در زمان مسوولیت شما مطرح شد. آیا طرح موفقی بود؟

ببینید ، بالاخره امام زاده متولی می خواهد.واقعیت این است که از این مساله نه در داخل سازمان و نه در سطح وزارتخانه های گوناگون و نه در شهرداری ها و نه در بخش داری ها حمایت نشد. دلیل آن هم این بود که دایماً بحث بر سر آن بود که نظام مهندسی می خواهد برای مهندسان خود امتیاز جمع کند نه اینکه به ارتقای کیفی خود بیاندیشد. در خصوص مجری ساختمان وزارتخانه هم به شدت مخالفت کرد و مدعی شد که امتیازاتی که ما برای نظام مهندسی تعریف کرده ایم به انتفاع عمومی منجر نشده  است و حالا مجری ساختمان هم یک امتیاز دیگر است. به هر حال این شبهه که آیا این مسایل به درستی انجام می شود یا مورد سوء استفاده قرار می گیرد اجرای آن را با مشکل مواجه کرد. البته هنوز هم این مشکلات وجود دارد و فارغ از مسایل مدیریتی نظام مهندسی در جامعه احساس می کنم که تنها با اجرای قانون در موضوع ساخت و ساز و امتیازاتی که برای مجری در قانون نظام مهندسی تعریف شده است رضایت حاصل نمی شود.لذا به زحمتکشان مهندس و کسانی که از این راه ارتزاق می کنند می گویم که حرمت امامزاده را متولی آن نگه می دارد و اگر خدای ناکرده کسی از این معامله ای که انجام می شود ناراضی باشد معامله باطل است و در معامله باطل هم مالکیت معنا ندارد.البته دستگاه های رقیب مثل شهرداری ها تلاش می کنند خود را جانشین نظام مهندسی معرفی کنند و این کار را به شهرداری ها واگذار کنند .

شما در جایی به حمایت سیاسی دایمی و موضوع استقلال نظام های مهندسی که امروز موضوع روز همکاران ماست اشاره کرده بودید.خیلی از همکاران نظام مهندسی ساختمان معتقدند این تشکل برخلاف ساختاری که توسط موسسان آن پیش بینی شده در حال تبدیل شدن به یک نهاد شبه دولتی است .نظرتان در این مورد چیست و چگونه می توان این استقلال را حفظ کرد؟

به نظر من این حرف صحیح است.هر ارگان ، سازمان و تشکیلات اجتماعی که قاعده آن جامعه با مدیریت آن جامعه تضعیف شود به یک عامل حکومتی تبدیل می شود. من بارها در بحث های مفصلی که با افراد مختلف داشته ام ، با ارایه سوابقی از پیشینه احزاب و گروه ها بویژه از دوره مشروطه بر این نکته تاکید داشته ام که وقتی قاعده اجتماعی احزاب از مدیریت آن فاصله می گیرد، آن مجموعه تابع مدیریت می شود و بدنه نیز از آن جدا می شود . وقتی مدیریت بدنه یک تشکیلات نتواند احساس بی نیازی کند این اتفاق ها رخ می دهد؛ چنانکه می بینید در استان ها استقبال نسبتاً خوبی برای انتخابات می شود ولی در تهران این استقبال خیلی اندک است .در تهران که۱۰۰ هزار عضو نظام مهندسی وجود دارد باید ۱۰ هزار نفر در انتخابات شرکت کنند تا این هیات مدیره بخواهد جوابگوی ۱۰۰ هزار نفری که شریک هستند ولی حق الشراکت خود را پرداخت نمی کنند باشد.این عده یعنی در انتخابات شرکت         نمی کنند و نمایندگانی که می فرستند آن ها خود را مامور تعداد آرای خود می دانند و نه مامور آرای دیگران و این مساله در سطح اجتماعی تبدیل به واحدهایی می شود که چون رای گرفتن از مردم کار دشواری است و زحمت کشیدن ، جان فدا کردن ،ایثارگری ، و عبور از منافع مادی می خواهد و این کار سخت است و به دست آوردن آرای مردم سنگین است مدیریت ها ترجیح می دهند خودشان را راحت کنند و تنها فرمان بگیرند .غافل از اینکه این روند عاقبتی ندارد و همچون روال کار دولت ها       می شود که می آیند و خود را معرفی می کنند و بعد چون نمی توانند رضایت عمومی را جلب کنند به خوش یمنی نمی روند.

به عنوان یکی از افراد پیشکسوت در حوزه مهندسی ، در رابطه با موضوع اشتغال مهندسان و دغدغه های دیگر جامعه مهندسی چه راهکاری پیشنهاد می کنید ؟

من امروز قدری از نظام مهندسی فاصله گرفته ام. البته در برهه ای که کاندیدای ریاست جمهوری شدم برای حل این مسایل پیشنهادهایی ارایه کردم که هیچ کسی هم با آن ها مخالفت نکرد ولی خوب رای هم نیاورد  چون قدرت سیاسی و قدرت صاحبان نفوذ سیاسی و دخالت عده ای مانع آن شد.آن ها به جای اینکه بیایند وضع کاندیداها را بررسی کنند مبنی بر اینکه کدام یک بر اصول متکی هستند و سپس از آن ها حمایت کنند ، در تابعیت از این و آن از عده ای حمایت کردند.

من به این دو اصل مهم اشاره کردم و آن اینکه در اداره کشور استان ها باید خودشان استاندار خود را انتخاب کنند. استانداری نباید تبدیل به ابزار قدرت شود که اگر استاندار حرف رئیس جمهور و دولت را قبول کرد  ماندگار باشد و اگر قبول نکرد برکنار شود .همانگونه که در همه دولت ها این اتفاق رخ داده است و استاندارهایی که انتخاب می شوند از حواشی قدرت هستند و عمرشان در استان ها کوتاه است و همین است که استان ها به شدت تضعیف شده اند و با ادامه این روند وضع از این هم بدتر و گرفتاری هم بیشتر خواهد شد.

اصل دوم هم این است که درآمدهای دولت نباید کمتر از هزینه هایش باشد.در غیر اینصورت سبب ایجاد تورم می شود و تورم اختلافات طبقاتی را به همین نقطه ای که امروز در آن هستیم می رساند .دلیل اینکه این مباحث مطرح می شود ناشی از این است که تورم، مبالغ هنگفتی را نزد دولت جمع کرده است و وقتی قرار است آن را توزیع کنند صاحبان امتیاز به مراتب خیلی بیشتر از حق خود برداشت می کنند.در این میان تنها حقوق بگیران نیستند بلکه حجم پول زیادی در دست پیمان کاران ، تاسیسات بانکی و دیگران متراکم است و به این ترتیب راه به قاعده جامعه پیدا نمی کند و از بین می رود.

تنها چاره ای که سبب می شود کشور به سوی آبادانی سوق پیدا کند این است که حتماً حقوق عامه در برابر گروه خاصه حفظ شود. دلیل اتفاق هایی که در جامعه شما رخ می دهد این است که درست علیه این اصل فقهی حقوق خاصه را بر حقوق عامه ترجیح می دهید و همه گروه ها اعم از پزشکان ، مهندسان  و وکلا و .. و که داری حقوق خاصه هستند خود را بر عامه مردم ترجیح می دهند. برای همین است که نه شغل ایجاد می شود و نه تولید و دایماً مردم منتظر این هستند که دولت هایی بر سر کار بیایند که از طریق یارانه زندگی کنند.

منبع:قدس آنلاین



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *