اقتصاد مقاومتی؛ فقدان عنصر آگاهی در مردم، کم کاری در دولت ۲۳ تیر, ۱۳۹۵

یک کارشناس اقتصادی مردم را از ارکان تحقق اقتصاد مقاومتی دانست و گفت: وقتی مردم در این جهت حرکت می کنند که مانند جریان فیش های حقوقی به این باور برسند خرید کالای خارجی به ضرر خودشان و کشورشان است و رسانه ها و دولت در این زمینه وظیفه آگاهی بخشی دارند.

اقتصاد مقاومتی در چند سال اخیر از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان رهیافت دهه ی پیشرفت و عدالت  انتخاب شده است؛ برنامه راهبردی که چند سالی است مطرح شده است.

با وجود تاکید همگان بر تحقق اقتصاد مقاومتی که می تواند کشور را در برابر فشارهای خارجی بیمه کند ابهامات بسیاری در مورد عوامل اجرای این مهم و این که بازیگران این عرصه چه کسانی هستند وجود دارد. به عقیده برخی کارشناسان نباید همه بار تحقق اقتصاد مقاومتی را به دوش دولت گذاشت و اقشار مختلف مردم نیز در این زمینه نقش موثری دارند. برخی دیگر از کارشناسان با تاکید بر نقش مردم در این زمینه معتقدند فعال کردن عامل مردمی در تحقق اقتصاد مقاومتی هم به عملکرد دولت بستگی دارد و در واقع دولت است که با فرهنگ سازی و انجام اقدامات دیگر باید مردم را به سمت تحقق اقتصاد مقاومتی ترغیب کند.

در این زمینه با دکتر مهدیار اسماعیلی، کارشناس اقتصادی به گفت‌وگو نشسته ایم:

تسنیم : نقش مردم در تحقق اقتصاد مقاومتی را چه می دانید؟
باید در مورد موضوع  اقتصاد مقاومتی ابعاد مختلفی را ببینیم و یکی از مهمترین شاخه های آن نقش مردم است.  مردم به عنوان بازیگران اصلی اقتصاد در جامعه  نقش مهمی در تحقق سیاستهای اقتصادی دارند و اگر نقش خود را به درستی ایفا نکنند اقتصاد مقاومتی محقق نخواهد شد. ‌زیرا مخاطب اصلی اقتصاد مقاومتی مردم هستند و اگر آنها نسبت به آنچه که به نفعشان است در جامعه پیاده شود، آگاهی نداشته باشند، توانایی تصمیم گیری درست را – خواه در انتخاب مسئولین و خواه در زمینه مطالبه گری ازآنها- نخواهند داشت.  به عنوان نمونه بحث فیشهای حقوقی، آنچه مسئولین را وادار به عکس العمل کرد، درجه اهمیت آن نزد مردم و مطالبه گری مردم در این زمینه بود. در این زمینه مردم حس کردند دچار زیان ملی شده اند و این نفع به کشورشان نیست .

**لزوم آگاهی بخشی به مردم برای حرکت در جهت اقتصاد مقاومتی
تسنیم:  مطالبه گری مردم چگونه شکل گرفت؟

ببیند! مردم جریان فیشهای حقوقی را مغایر با مصالح و منافع خود و جامعه دیدند و در مقابل آن واکنش نشان دادند؛ یعنی مطالبه عمومی به دنبالش راه انداختند و دولت مجبور شد که به دنبال مردم حرکت کند. در فیشهای حقوقی اول جامعه جلو رفت  و به وضع موجود معترض شد. توده مردم این را می فهمد که این مقدار فاصله زیاد بین دستمزد مدیر و کارگر با عدالت اسلامی سازگار نیست. اصولا فاصله بین درآمد بالاترین دهک و درآمد پایین ترین دهک را اقتصاددانها «ضریب جینی » می نامند که در ناعادلانه ترین کشورها-یا به قول خودشان لیبرال ترین ها- مثل آمریکا این ضریب برابر با ۱۷ است یعنی فرضا اگر پایین ترین درآمد برای یک فرد آمریکایی از دهک دهم جامعه، ۱میلیون ۲۰۰هزار تومان باشد، بالاترین درآمد در آنجا در دهک اول کشور بیست میلیون تومان خواهد بود. در کشورهای موفق از این لحاظ ، این فاصله بین دهک اول و دهم ۱۲ برابر است . در همین ایران خودمان در ابتدای غائله فیش های حقوقی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی گفت در قشر حقوق بگیر دولتی، این فاصله نباید بیش از ده برابر باشد اما پای عمل که رسید بخش نامه شد که با حقوق های بالای ۵۰ میلیون برخورد شود و کمتر از این مقدار عملا مقبول افتاد! مردم این اشکال و تبعیض را با تمام وجود احساس می کنند. چرا این مطالبه گری در سایر زمینه ها شکل نمی گیرد؟ پاسخ این است که چون مردم در سایر زمینه ها نسبت به تبعات آن آگاهی ندارند. به عنوان نمونه شما به وارادت بی رویه تلویزیون های برزگ LCD بنگرید! مردم نسبت به سرمایه سوزی و ازبین رفتن فرصتهای شغلی زیادی که با واردات این کالا  رخ می دهد آگاهی ندارند و لذا دغدغه  و مطالبه ای هم  در این زمینه ندارند.

*چشم و هم چشمی های زنانه سم اقتصاد مقاومتی

تسنیم: از نقش فرهنگ در تحقق اقتصاد مقاومتی بگویید.
برای روشن شدن این موضوع می خواهم با یک مثال شروع کنم؛ ملاحظه کنید اکنون خرید بی رویه ظروف تزیینی و دکوری که اغلب هم خارجی هستند در کشور رسم شده است. خودمان هم نمیدانیم فلسفه اینکه هر خانمی دوست دارد در خانه اش یک ویترین هرچند محدود از ظروف نمایشی بدون استفاده داشته باشد چیست. وجود ویترینهای تزیینی که اصلا استفاده نمی شود و صرفا جنبه زیبایی دارد به علت غفلت ما از از ظرفیت عظیم این سرمایه ی راکد شده در ایران است که آخرش هم احتمالا با شکستن یا از مد افتادن مضمحل می شود. افراد متمکن ظروف چند ده میلیونی جمع می‌کنند و افراد کم بضاعت هم برای حفظ آبرویشان -از جهت اینکه این رویه تبدیل به یک فرهنگ شده است- از ظروف بدلی شبیه ظروف اصلی کریستال  استفاده می‌کنند. این مورد، ناشی  از فرهنگ اشتباه است که از موانع تحقق اقتصاد مقاومتی است که جامعه نسبت به آن آگاه نیست. اکنون در نظر بگیرید اگر ما این سرمایه ای که به دکور تبدیل کرده ایم را برای معاش خود به کار می گرفتیم؛ چه اتفاقی می افتاد؟ اگر کاسب هستیم، سرمایه ی کارمان می کردیم و اگر کارمندیم برای کارهای تجاری مثل بورس قرار دهیم یا لااقل در بهبود معیشت خانواده خود از آن استفاده کنیم. همین مطالب به ظاهر ساده بسیاری از هزینه ها را کم می‌کند و در تحقق اقتصاد مقاومتی به ما کمک می‌کند.

تسنیم: یعنی شما معتقدید یکی از موانع مهم تحقق اقتصاد مقاومتی عدم آگاهی مردم است؟
بله دقیقا. یک مشکل اساسی ما  در تحقق اقتصاد مقاومتی این است که مردم همراه نیستند و آن هم  به دلیل آگاهی کم جامعه نسبت به اقتصاد است.امروزه بین اقشار مختلف جامعه،  نسبت به رویدادهای سیاسی، امنیت ملی و فرهنگی حساسیت وجود دارد و به دقت توسط آنها مطالب رصد می شود لذا می بینیم که جامعه نسبت به این موضوعات از یک پویایی و حیات ارزنده ای برخوردار است. این دغدغه، خوب است و بصیرتی که مقام معظم رهبری می فرمایند همین است اما متأسفانه در زمینه اقتصاد مقاومتی کم اطلاع هستیم. این کوتاهی جامعه نسبت به آگاهی از تکنیک های بهبود معیشتشان به رغم انتظارات، در قشر مذهبی و انقلابی هم کم است. بارزترین شاهد مثال بنده این است که اکنون در بین  نیروهای انقلابی یک تریبونی که بتواند رویدادهای اقتصادی را به زبان ،عامه فهم، تبیین کند و مردم را  ،آرام-آرام، با سیاستهای اقتصادی انقلاب همراه کند، وجود ندارد. در موضوع هسته ای تمامی مردم فهمیدند که انرژی هسته ای به چه درد می خورد؟ الان پسر ۵ ساله من شهدای هسته ای رامی شناسد! این خیلی خوب است اما بدنه انقلابی جامعه باید نسبت به تدبیرهای صحیح معیشت و اقتصاد نیز همین قدر هشیار و آگاه باشد. وقتی جامعه مصالح اقتصادی کشور را بشناسد، به طور طبیعی –مثل اعتراض به فیش های نجومی- آن را مطالبه می کند و لذا جامعه با حاکمیت همراه می شود. ما مساله هسته ای را در بین مردم روشن کردیم. الان اغلب مردم لااقل این را میدانند که ما انرژی هسته ای را می خواهیم چون یک نشانه مهم توسعه یافتگی است و احتمالا در ۵۰ سال آینده به کلی جای انرژی فسیلی را بگیرد. نسبت به امنیت ملی و بحث داعش نیز همینطور؛ چرا الان نیروهای مقاومت از ایران در منطقه هستند و موج حمایتهای مردمی برای آنها ایجاد شده است؟ زیرا این مطلب برای مردم مشخص شده است  که اگر الان در سوریه می جنگیم برای امنیت خودمان می جنگیم و اگر در آنجا نجنگیم باید در کرمانشاه و همدان با داعش بجنگیم و موج حمایت از مدافعان حرم نیز روزبه روز گسترده تر می شود و همه اقشار جامعه از بازیگر و ورزشکارگرفته تا سایر اقشار جامعه به این موج پیوسته اند. حال اقتصاد مقاومتی نیز که تمام آرمانش بهبود اسلام پایه معیشت مردم است نیز اگر به مطالبه عمومی تبدیل شود، عملا ۵۰ درصد از مسیر خود را پیموده است.

تسنیم: این سیاستها کجای نقشه ی راه اقتصادی جمهوری اسلامی قرار می گیرد؟
نقشه راه باید متناسب با دهه ی پیشرفت و عدالت باشد که  از سال ۸۷ شروع شده است و هر سال مقام معظم رهبری شعار سال را متناسب با شرایط آن زمان و نقشی که می تواند در تحقق عدالت و پیشرفت داشته باشد نامگذاری کرده اند. من معتقدم اقتصاد مقاومتی هم  فرزند عینی و ملموس همین دهه ی پیشرفت و عدالت است.

در هرسالی متناسب با اقتضائات آن سال الزامات دهه را گفته اند و آن شعار سال شده است.  مثلا در سالی که تحریم شدیم مقام معظم رهبری فرمودند: جهاد اقتصادی. به این جهت که اگر قرار باشد در تحریم به پیشرفت و عدالت برسیم باید جهاد اقتصادی کنیم. سالی که بحث هدفمندی یارانه ها بود از جهت عدم توقف مسیر توسعه و عدالت آقا بحث اصلاح الگوی مصرف را مطرح کردند.
تسنیم: اقدامات دولت در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی را چگونه ارزیابی میکنید؟
دولت هیچ برنامه ای در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی ندارد و اقدمات روزمره خود را به عنوان اقتصاد مقاومتی معرفی می کند و الا مگر ممکن است ستاد اقتصاد مقاومتی مدعی عمل در این باره بشود در حالی که در ابلاغیه خود پیرامون اقتصاد مقاومتی به دستگاهها برای دو رکن اصلی اقتصاد مقاومتی یعنی وزات علوم و تحقیقات و فنآوری و وزارت تعاون، کار و رفاه‌اجتماعی هیچ برنامه ای ابلاغ نشده است؟! توجه کنید که این ۲ وزارتخانه تنها در نام خود ۶ آیتم بنیادی در حوزه اقتصاد مقاومتی را یدک می کشند!

مگر نباید از همه امکانات علمی کشور استفاده شود؟ دانشگاه‌ها، پارک‌های علم و فناوری، پژوهشگاه‌ها و مراکز پژوهشی چه نقشی در اقتصاد مقاومتی ایفا می‌کنند؟ تحقق نقشه جامع علمی کشور و تحقق اقتصاد دانش‌بنیان بدون حضور این مراکز امکانپذیر است؟ مگر نه این است که تاکید بر توسعه کارآفرینی است؟ این بی برنامگی اقدام اصلا نمی تواند قابل توجیه باشد. وزارت علوم و تحقیقات و فناوری که با توجه به اینکه اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد دانش بنیان است، قرار است دستآوردهای علمی اقتصاد مقاومتی را عرضه کند، مگر می شود در تحقق اقتصاد مقاومتی جایگاه نداشته باشد.

وزارتخانه های مهم در موردشان اصلا ابلاغیه ای نیست. اینکه نمی شود همه کارهای خود را به اسم اقتصاد مقاومتی بگذاریم ؛ مثلا بگویم در راستای اقتصاد مقاومتی رفتیم خوردو وارد کردیم! یا اصلا همان کارهای روزمره خودمان را به اسم اقتصادمقاومتی تمام کنم. در راستای اقتصاد مقاومتی غذا می خوریم؛ چایی می خوریم و…. اینکه نمی شود در صورتی که اقتصاد مقاومتی را هم نمی گفتیم به عنوان دولت وظایفی را باید انجام می دادیم. شما همان اقدامات روزمره  خود را انجام می دهید و فقط ادعای انجام شدن آن  در راستای اقتصاد مقاومتی را دارید. ارتباطات اقدامات انجام شده را با اسناد بالادستی اقتصاد مقاومتی تبیین کنید.

با توجه به اینکه مردم از نقش به سزای اقتصاد مقاومتی در بهبود فضای زندگی خود بی خبرند و این نکته که عدم تبیین ساده اقتصاد توسط نخبگان اقتصادی است باعث به وجود آمدن چنین شرایطی شده است؛  کمبود چنین نخبگانی به وضوح مشاهده می شود و در وجوب کفایی آن نمی توان شک کرد و این مسأله روشن است و  فتوا نیست  بلکه از مصادیقی است که  به وضوح روشن است. بنابراین فرهیختگان و رسانه ها باید تبیین ساده مسائل اقتصاد کشور برای مردم را جزء وظایف امروز خود بدانند. این یک ضرورت جدی است.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *